اندازه متن:
این دکلمه، قصهی دلتنگی عمیق کسی است که بدون یار، تمام مسیر زندگی را سرد و تاریک میبیند.
راوی از شکستن پَروبال، جاری شدن اشکها و حسرت دستهای یار میگوید و رابطهاش را به داستان «ماه و پلنگ» تشبیه میکند؛ عشقی دست نیافتنی که با تمام رنج و تلخیاش هنوز در جان او زنده است و نفس میکشد
به نظر شما، آیا عشقِ یکطرفه بالاخره یک روز فراموش میشه یا مثل یه زخمِ قدیمی تا ابد توی سینه میمونه؟ نظر و تجربهت رو برامون بنویس. 💬
دانلود و شنیدن آنلاین
درباره پادکست
«داستان پیرمردی که تمام داراییاش را برای فرزندانش بخشید، اما در پاسخ، تنها با سردی و بیمهری روبرو شد. او که از تفاوت رفتار فرزندانش میانِ مادیات و محبت آگاه شد، نقشهای کشید تا حقیقتِ پنهانِ قلبهایشان را از دلِ یک صندوقچه بیرون بکشد. این دکلمه، روایتِ تلخِ پیدا شدنِ حقیقتی است که هیچکس انتظارش را نداشت…»
به این دکلمه امتیاز دهید
امتیاز 0 از ۵
- رای کل : 0
- 0 دیدگاه
- 0 بازدید
- اشتراک گذاری
