اندازه متن:
این دکلمه روایتی شاعرانه از عشق عمیق یک ماهی به آب است، ماهی از آب طلب عشق میکند اما آب برای فکر کردن یک شب از پیش او میرود فردا که آب با پاسخ مثبت برمیگردد با قاب عکس بیجان ماهی مواجه میشود که از دوری تلف شده است.. این اثر، تمثیلی زیبا و دردناک است از اینکه چگونه یک لحظه فاصله و غفلت، میتواند به بهای از دست رفتن همهچیز تمام شود
به نظرتون مقصر اصلی کی بود؟ آب که برای فکر کردن رفت، یا ماهی که طاقت نیاورد؟ توی زندگیِ خودتون هم تجربهی این «دیر شدنها» رو داشتید؟ نظرتون رو حتماً برام کامنت کنید؛ با جان و دل میخونم. 👇
دانلود و شنیدن آنلاین
درباره پادکست
«اینجا جایی برای خوندن متن نیست؛ اینجا باید سکوت کنی و اجازه بدی صدای جریان آب و غصهی ماهی توی قلبت بشینه، دکمهی پخش رو بزن و فقط به این فکر کن: کدوم حرف یا کدوم حضور رو نباید به فردا موکول میکردی؟» 🌊
به این دکلمه امتیاز دهید
امتیاز 0 از ۵
- رای کل : 0
- 0 دیدگاه
- 0 بازدید
- اشتراک گذاری
