اندازه متن:
این دکلمه، روایت درونی و صادقانهی یک شب پر از دلتنگی است.. داستان از میل شدید به شنیدن صدای معشوق شروع میشود، کسی که در تمام خاطرات و نگاهها حضور دارد اما در واقعیت، حضورش تهی است.. روایت با توصیف دردی بیصدا و کوچههای ساکت ادامه مییابد و در نهایت با یک پایان تکاندهنده و تلخ به سر میرسد وقتی تمام این دلتنگیها و اشتیاقها تنها برای تبریک گفتن یک «تولد» در دل شب است
تا حالا شده برای یه نفر، حتی وقتی دیگه وجود نداره یا دیگه باهات نیست یه پیام کوتاه یا یه کلمهی ساده بنویسی اما هیچوقت ارسالش نکنی؟ اون کلمهای که تو گلوت گیر کرده رو اینجا برام بنویس… من همهشون رو میخونم👇
دانلود و شنیدن آنلاین
درباره پادکست
«اینجا جایی نیست که بخوای چیزی بخونی؛ اینجا جاییه که باید با چشمهای بستهات اون سکوت سنگین بین دو نفر رو حس کنی.. دکمهی پخش رو بزن و اجازه بده این صدا، برات از اونایی بگه که هیچوقت نتونستی به زبون بیاری…» 🌑🥀
به این دکلمه امتیاز دهید
امتیاز 0 از ۵
- رای کل : 0
- 1 دیدگاه
- 9 بازدید
- اشتراک گذاری
