اندازه متن:
این اثر، روایتگر سقوط یک عاشق ساده از اوج رویاپردازی به قعر واقعیت است.. داستان از شروع یک رابطه بیمنطق و پیامکهای شبانه آغاز میشود که در ذهن عاشق به مهریه و جَهاز و ازدواج ختم میگردد اما در نهایت با بیتفاوتی طرف مقابل و درک این حقیقت که این عشق تنها یک «خطای بزرگ» بوده به یک برخورد تلخ با واقعیت و پناه بردن به دعا ختم میشود
«به نظرتون، آیا آدمها میتونن بعد از اینکه با تمام سادگیشون به یه عشق باختن، دوباره به آدم اعتماد کنن؟ یا همیشه یه جای کارشون میلرزه؟ نظرتون رو برام بنویسید، با خواندن کامنتها منتظرتونم. 👇✨»
دانلود و شنیدن آنلاین
درباره پادکست
هر شب پیامکی میزدی و من قصر میساختم نمیدونستم دیواراش از جنس خیال و خاطرهست آخرش یه روز بیخيالیِ تو اومد و با یه تکون ساده کل زندگیمو زیر و رو کرد فقط مونده بودم و یه عالمه سؤال بیجواب…
به این دکلمه امتیاز دهید
امتیاز 0 از ۵
- رای کل : 0
- 1 دیدگاه
- 10 بازدید
- اشتراک گذاری
